محمد مهريار
95
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
امروز صاحب فرهنگهاى بزرگ و مبسوط و مشروح است . علم لغت و اشتقاق ، خود عامل بزرگى در توسعهء ادب و فرهنگ عرب شد . چونكه ارونه نام قنات است . بنابراين لزومى ندارد بجز آنچه گفتيم دربارهء محل آن چيزى بگوييم . واژهشناسى : اگر واژهء ارونه را به تفصيل تقطيع كنيم ، به اجزاى « ا + ر + ون + ه » مىرسيم ، اما جزء اول نمايانگر آب است . چنان كه مكرر در اوره و اورگان و غيره گفتهايم ، اما « ر » حرف وقايه است و به علت اينكه تلفظ جزء اول « او » با جزء ثالث دشوار مىبوده است ، « ر » وقايه براى سهولت تلفظ بهوجود آمده است . اما جزء سوم « ون » همان است كه به صورت « وان » هم در مىآيد و تغيير يافتهء « بان » به معناى دارنده ، صاحب و امثال اينهاست . همان است كه در واژهء شيروان ، نخجوان ، ناژوان ، وزوان و غيره داشتهايم « 1 » و اما « ه » آخر علامت نسبت است . بنابراين معنى آن روى هم مىشود قناتى كه آب دارد . قنات آبدار كه آب فراوان دارد و اين قنات حاضر به آن منسوب است . اين است ريشهيابى و واژهشناسى لغت ارونه . تا اين سخن را به پايان نرساندهايم مىگوييم كه تحقيق در لغت كه به اصطلاح آن را واژهشناسى مىگوييم ، اگر چيزى از احتمال در آن دخالت كند ، قابل قبول نيست و اساس كار ما هم در اين فرهنگ اين است كه احتمال را به هيچ صورت در كار واژهشناسى خود دخالت ندادهايم ، مگر يكى دو مورد كه قيد كرديم و روى آن تكيه نموديم . ازبك Ozbak اين نام كه از شنيدن آن غرق شگفتى مىشويم ، نام ديهى است در دهستان كهنسال بنادكوك يزد . اين ده در سال 1345 فقط 17 نفر جمعيت داشته است و اينك بىشك كمتر است . چون آب قناتها خيلى كمتر شده است . صرف بودنش در ناحيهء بنادكوك كه سرتاسر آن قنات آب و شامل ديههاى بسيار كهنى همچون بازو و برزوك و به ورق و بهين و دستگرد و گلشن و بنادكوك ديزه است ، دليل قدمت و سابقهء تمدن آن مىباشد . « 2 » در نامواژهء يزد و بنادكوك و
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء وزوان در همين كتاب . ( 2 ) - ن . ك . به : نامواژههاى برزوك و بنادكوك در همين فرهنگ .